عکاسی در شب

نویسنده:مرتضی جان بخش
بسیاری از چشم‌انداز‌های بیرونی در شب به واسطه‌ی وجود منابع نور گوناگون و رنگارنگ زیبا به چشم می‌آیند اما وقتی بدون توجه به برخی نکات فنی از آن‌ها عکاسی می‌کنیم، جلوه‌ی ناامیدکننده‌ای در عکس پیدا می‌کنند. یک بنای معماری که با چشم به اندازه‌ی کافی روشن دیده می‌شود، ممکن است در عکس به شدت تاریک و بدون جلوه‌ی چشم‌گیر ثبت شود. از سوی دیگر، ممکن است از چهره‌ی دوست خود در مقابل یک بنای معماری که با لامپ‌های مختلف روشن شده است، عکاسی کنید و برای روشن شدن چهره در تصویر فلاش دوربین خود را به کار ببرید، اتفاقی که عمدتاً در این حالت رخ می‌دهد، ثبت عکسی است که در آن چهره روشن و خوب دیده می‌شود اما بنای پشت سر دوستتان کاملا یا نسبتاً تاریک جلوه خواهد کرد. بنابراین برای ثبت عکس‌هایی بهتر در شب به این توصیه‌ها توجه کنید:
۱- اگر دوربینتان از نوع غیردیجیتال است، یعنی از فیلم (نگاتیو یا اسلاید) استفاده می‌کنید، در نظر داشته باشید که بعضی از این دوربین‌ها برای وضعیت‌های مختلف قابل تنظیم نیستند، بلکه تنظیمات این دوربین‌ها ثابت و متناسب با نور خورشید یا نور شدید فلاش در فاصله‌ی نزدیک است. اگر با این دوربین‌ها از صحنه‌های خارجی در شب عکاسی کنیم، دو مشکل رخ می‌دهد:
الف- اگر فقط از چشم‌اندازها و بناهای روشن‌شده توسط لامپ‌های مختلف عکس بگیریم، عکس تاریکی به دست می‌آوریم. برای رفع این مشکل بهتر است فیلم حساس‌تری درون دوربین قرار دهید. می‌دانیم که فیلم ها به لحاظ مقدار حساسیت به نور (Sensitivity) با هم متفاوت هستند، برخی حساس‌تر هستند و در نتیجه در نورهای ضعیف نیز می‌توان از آن‌ها استفاده کرد و عکس‌هایی با روشنایی کافی به دست آورد و بعضی حساسیت کم‌تری دارند و کاربردشان در نورهای ضعیف سخت‌تر است. میزان حساسیت فیلم ها به مقدار نور را معمولاً با عددی در واحد ASA یا ISO بیان می‌کنند که این عدد بر روی قوطی فیلم‌ها نوشته می‌شود. فیلم های معمول حساسیتی معادل ۱۰۰ ASA دارند، در حالی که فیلم هایی با حساسیت ۴۰۰ ASA یا بالاترحساس محسوب می‌شوند و می‌توان در این مورد از آن‌ها استفاده کرد.
ب- اگر فردی مقابل یک چشم‌انداز یا بنای روشن شده توسط لامپ‌های مختلف قرار داشته باشد و ما از فلاش دوربین برای روشن کردن چهره‌ی او استفاده کنیم، عکسی به دست می‌آید که در آن چهره‌ روشن و خوب اما بنا یا چشم‌انداز پشت سرکاملا یا نسبتاً تاریک دیده می‌شود. در چنین حالتی فیلمی حساس‌تر درون دوربین قرار دهید وسپس یا بر روی فلاش یک لایه فیلتر دیفیوزر بچسبانید تا نور آن تلطیف شود یا از فرد مذکور بخواهید که قدری دورتر از دوربین بایستد. در این صورت چهره‌ی فرد به اندازه‌ی کافی روشن دیده می‌شود و چشم‌انداز یا بنای پشت سر او نیز روشنایی کافی خواهد داشت.

۲- اغلب دوربین‌های دیجیتال و غیردیجیتال جدید وضعیتی Automatic برای عکاسی در شب دارند. وقتی دوربین بر روی این وضعیت قرار داشته باشد،بطور خودکار« دیافراگم باز» و« سرعت شاتر کند» تنظیم می شود و عکس مناسبی از چشم‌اندازهای بیرونی در شب به دست می آید.اغلب در این حالت فلاش دوربین نیز به کار می افتد تا روشنایی سوژه ای که احتمالا در پیش زمینه قرار دارد را تامین کند.البته با خاموش شدن فلاش کار ثبت عکس تمام نمی شود بلکه شاتر برای لحظاتی همچنان باز می ماند تا پس زمینه وسایر قسمت های کم نور صحنه نیز بطور کامل نوردهی شوند. در این وضعیت باید اولاً دوربین به هنگام عکاسی ثابت باشد و لرزش و حرکت نداشته باشد(برای این منظور می‌توانید دوربین را روی سه‌پایه قرار دهید) و دوماً اگر فرد یا موضوع دیگری درون قاب تصویر حضور دارد، آن‌ها هم باید در حین ثبت عکس ثابت و بی‌حرکت باشند. اگر این دو توصیه عملی نشود، عکس‌هایی به دست می‌آیند که هر چند ممکن است به لحاظ روشنایی کامل باشند اما وضوح کافی نخواهند داشت و به حالت کشیده(Blurred) می شوند.

عکاسی چهره در نور خورشید

نویسنده:مرتضی جان بخش
بسیار پیش می‌آید که می‌خواهیم از چهره‌ی دوست یا فرزند خود در نور خورشید عکاسی کنیم. نور خورشید هر چند بسیار پرارزش است اما شرایط آن به ویژه زوایای تابش و رنگ آن در طی روز تغییرات عمده‌ای می‌کند. از این رو ممکن است باعث ثبت چهره‌ای زیبا و طبیعی در شرایطی و یا چهره‌ای زشت و غیرطبیعی در شرایط دیگر شود. برای آن که عکسی زیبا به دست آوریم، باید به هنگام عکاسی از چهره‌ در نور خورشید به چند نکته‌ی بسیار مهم توجه کنیم:
نکته‌ی نخست: انتخاب زمان مناسب برای عکاسی
زاویه‌ی تابش خورشید در طی روز تغییرات زیادی می‌کند. خورشید در ساعات طلوع و غروب کاملاً مایل، قبل و بعد از ظهر نسبتاً مایل و هنگام ظهر کاملاً عمود به زمین می‌تابد. اگر از چهره‌ی ثابتی در ساعات مختلف روز چند عکس ثبت کنیم، نتیجه کاملاً متفاوت خواهد بود. در ساعاتی که خورشید کاملاً یا نسبتاً مایل به زمین می‌تابد،(چنانچه وضعیت استقرار چهره نسبت به خورشید مناسب باشد) چهره بُعدی طبیعی و جلوه‌ای زیبا در عکس خواهد داشت اما در ساعاتی که خورشید عمود به زمین می‌تابد، چهره در عکس بُعدی غیرطبیعی و جلوه‌ای زشت پیدا خواهد کرد. پس به عنوان یک توصیه‌ی کلی می‌توان گفت که سر ظهر یا در اواسط روز که خورشید عمود به زمین می‌تابد، از چهره در نور خورشید عکاسی نکنید زیرا در این حالت چشم‌ها در تاریکی قرار می‌گیرد و چهره حالتی اسکلتی پیدا می‌کند و زشت و بدون حس زندگی دیده خواهد شد(تصویر ۰۱). اگر مجبور شدید در چنین شرایطی عکاسی کنید، از فلاش دوربین خود یا رفلکتور استفاده کنید. نور فلاش یا رفلکتور با رقیق کردن سایه‌ها از زشتی عکس می‌کاهد اما به هر حال عکسی کاملا مطلوب به دست نخواهد آمد. مناسب‌ترین زمان برای عکاسی از چهره در نور خورشید، لحظاتی است که خورشید به شکل مایل به زمین و چهره می‌تابد.
نکته‌ی دوم: تنظیم وضعیت چهره نسبت به خورشید
زاویه‌ی تابش نور خورشید به چهره به چگونگی قرارگیری موضوع (فرد) در صحنه نیز وابسته است. با چرخاندن موضوع و تغییر وضعیت چهره‌ی او می‌توان وضعیت‌هایی ایجاد کرد که نور خورشید از رو به رو به چهره بتابد و تمام چهره را روشن کند یا از زاویه‌ی جانبی به چهره بتابد و تقریباً دوسوم چهره را روشن کند و یا از کنار به چهره بتابد و نیمی از چهره را روشن کند(تصویر۰۲). در هر کدام از این وضعیت‌ها چهره در عکس نمود متفاوتی خواهد داشت: چاق، لاغر، پهن، باریک و…. در هر کدام از این وضعیت‌ها برخی عیوب چهره پنهان می‌شود و تعدادی از ویژگی‌های مثبت ممکن است مورد تاکید قرار گیرد. بنابراین می‌توان مناسب با وضعیت آناتومی هر چهره، یکی از این موقعیت‌ها را برای هرچه زیباتر نشان دادن آن انتخاب کرد. در بعضی از این وضعیت‌ها سایه‌هایی در چهره ایجاد می‌شود که می‌توان با استفاده از فلاش یا رفلکتور به هنگام عکاسی این سایه‌ها را رقیق کرد و عکس‌هایی زیباتر به دست آورد.
نکته‌ی سوم: انتخاب وضعیت «پشت به خورشید»
می‌توان چهره را حتی پشت به خورشید قرار داد. در این حالت نور خوشید به شکل یک حاشیه‌ی نورانی اطراف سر و شانه‌ها را روشن می‌کند و موضوع را از پس‌زمینه جدا می‌کند و تاثیر زیادی در ثبت عکسی زیبا از چهره خواهد داشت (تصویر۰۳). در این حالت برای تیره نشدن چهره به هنگام عکاسی حتماً باید از فلاش یا رفلکتوراستفاده کنیم. ضمناً در این حالت مراقب باشید که نور خورشید مستقیماً به داخل لنز دوربین نتابد زیرا باعث بور شدن سایه ها و کاهش کنتراست عکس می‌شود. برای این منظور می‌توانید با مقوای مشکی کوچکی روی لنز را سایه کنید.

۰۳-۱ ۰۳-۲ ۰۳-۳

عکاسی از بناهای معماری

وقتی مقابل یک بنای معماری می‌ایستیم و به آن می‌نگریم، ممکن است آن بنا به چشم بسیار زیبا دیده شود اما غالب اوقات اگر در همان نقطه دوربین خود را به دست بگیریم و از بنای مذکور عکس بگیریم، عکسی ناامیدکننده به دست خواهد آمد. دلیل این امر تفاوت‌های بنیادین چشم و دوربین است. از جمله این که چشم ما به هنگام رویت بنا مدام در حال حرکت بر روی بنا است، قسمت‌های مختلف آن را می‌بیند و ارتباط بین آن‌ها را ادراک می‌کند و در نتیجه کلیتی از موضوع را خواهد دید، در حالی که دید دوربین محدود به کادر است و در نتیجه همواره بخشی از کلیت موضوع و فضا را بر می‌گزیند و این جداسازی اگر با توجه به ظرایف تکنیکی و ترفندهای خاص همراه نباشد، عکس‌هایی نا مطلوب به دست خواهد داد. بنابراین برای ثبت عکس‌هایی بهتر از بناهای معماری به این توصیه‌ها توجه کنید:

۱- به هنگام رویارویی با یک بنا بلافاصله عکس نگیرید. قدری تامل کنید، شاید مکانی که ایستاده‌اید، چشم‌انداز بدیع و خوبی از بنا به دست ندهد. پس برای پیدا کردن زوایای بهتر و یافتن موقعیت‌های ویژه‌تری برای استقرار دوربین قدری اطراف بنا حرکت کنید و در مکان‌های مختلف از دریچه‌ی دوربین خود به بنا بنگرید. بهتر است در زاویه‌ای واز موقعیتی از بنا عکاسی کنید که کم‌تر کسی آن را می‌بیند و به ذهنش می‌رسد که از آن جا از بنا عکاسی کند.

۲- زاویه‌ی تابش نور خورشید در طی روز تغییر می‌کند در نتیجه یک بنای معماری در طی روز به اشکال مختلف و از زوایای گوناگونی نور می‌گیرد و در نتیجه چهره عوض می‌کند. تابش نور از زاویه‌ی رو به رو به بنا باعث می‌شود که بُعد٬بافت و برجستگی‌های سطوح و دیوارها کم‌تر در عکس نمود یابد، حال آن که تابش نور از کنار به بنا باعث افزایش جلوه بعد و بافت و برجستگی‌ها در عکس می‌شود.

۳- اغلب مردم از کلیت یک بنا در یک نمای باز عکس می‌گیرند، در حالی که می‌توان بخش کوچکی از بنا را در نمایی بسته نیز عکاسی کرد. گاه توجه به جزییات یک بنای معماری بیش از نشان دادن کل بنا می‌تواند برای بیننده‌ی عکس جذاب باشد. گاه برخی جزییات یک بنا روح نهفته در بنای معماری را بهتر نشان می‌دهد. البته هر جزییاتی نیز ارزش عکاسی ندارد و حتی می‌تواند آزاردهنده باشد و گاه حذف برخی جزییات بر نشان دادن آن‌ها ترجیح دارد. تا پیدا کردن جزییات کم‌تر دیده شده‌ای از بنا تامل و کاوش کنید.

۴- برخی بناها در کادر عمودی و برخی دیگر در کادر افقی بهتر دیده می‌شوند. البته به عنوان یک تمرین لذت‌بخش می‌توانید از یک بنا دو عکس عمودی و افقی ثبت کنید و سپس تفاوت‌های آن دو را خود مورد تجزیه و تحلیل قرار دهید.

۵- در عکاسی از یک بنای معماری به فاصله و ارتفاع دوربین توجه کنید. معمولاً مردم می‌ایستند و دوربین را هم ارتفاع قد خود می گیرند و عموماً از فاصله‌ای دور از بنا عکاسی می‌کنند اما تغییر ارتفاع و فاصله ،عکس‌هایی بهتر و متفاوت‌تر را ممکن است به دست دهد. می‌توانید بر روی یک بلندی بروید و یا روی زمین بنشینید و سپس عکس بگیرید. می‌توانید قدری به بنا نزدیک‌تر شوید یا کاملاً از آن دور شوید و سپس عکس بگیرید.

۶- اغلب مردم بناهای معماری را به صورت کاملاً قرینه درون کادر دوربین خود قرار می‌دهند. هر چند عکس‌هایی کاملاً قرینه از یک بنا ممکن است زیبایی‌های خود را داشته باشند اما به لحاظ بصری ایستا و کم‌انرژی خواهند بود، در حالی که اگر بناها را به صورت غیر قرینه عکاسی کنید، عکس‌هایی پویا و متحرک و پرانرژی به دست خواهید آورد.

۷- اگر دوربینتان مجهز به لنز زوم است می‌توانید از قابلیت‌های آن استفاده کنید به دو طریق:
الف) به بنا نزدیک شوید و سپس تا بازترین حالت لنز٬ zoom back کنید و آن گاه عکس بگیرید. این کار فاصله‌ی بین سطوح و قسمت‌های مختلف بنا را بیش‌تر نشان خواهد داد و عمق بنا در عکس بیش‌تر دیده می‌شود.
ب) از بنا دور شوید و تا بسته‌ترین حالت لنز٬  zoom inکنید وسپس عکس بگیرید. این کار فاصله‌ی بین سطوح و قسمت‌های مختلف بنا را کم‌تر می‌کند و آن‌ها را در تصویر به هم می‌چسباند و عمق بنا در عکس کم‌تر می‌شود.

به این ترتیب چشم‌اندازهایی متفاوت از بنا به دست خواهد آمد.

سه خصلت مهم رنگ

در فرایندهای فتوگرافی (عکاسی، فیلمبرداری و تصویربرداری) رنگ ها به دو گروه تقسیم می شوند:
الف- رنگ های اولیه یا اصلی (Primary colors): از آنجایی که سه رنگ قرمز(R )، آبی(B) و سبز(G) کاملا خالص بوده، از ترکیب برابر آنها سفید بدست می آید به این سه رنگ ، رنگ های اولیه یا اصلی می گویند و ضمنا  چون از ترکیب نابرابر آنها تمام رنگ های دیگر حاصل می شود به این سه رنگ ، رنگ های ترکیبی (Additive colors) نیز گفته می شود(تصویر ۰۱).
ب- رنگ های ثانویه (Secondary colors): از ترکیب دو به دو و برابر رنگ های اصلی، رنگ های ثانویه بدست می آیند. ازترکیب برابر قرمز و آبی، رنگ Magenta (سرخابی یا ارغوانی)؛ از ترکیب برابر سبز و آبی، رنگ Cyan (فیروزه ای یا سبز-آبی) و از ترکیب برابر قرمز و سبز، رنگ Yellow(زرد) حاصل می شود.بنابراین سه رنگ ماژنتا (M)، سیان(C)  و زرد(Y) را رنگ های ثانویه می نامند. ترکیب برابر این سه رنگ سیاه تولید می کند.درواقع هر کدام از این سه رنگ با حذف یکی از سه رنگ اصلی از سفید بدست می آید به عنوان مثال اگر از سفید رنگ سبز را کم کنیم ماژنتا بدست می آید از این رو به سه رنگ ثانویه، رنگ های تفریقی (Subtractive colors) نیز می گویند(تصویر ۰۲).
طیف گسترده و متنوع رنگ ها از ترکیب های مختلف این شش رنگ حاصل می شود. هر رنگ چه اصلی باشد و چه ثانویه و چه سایر رنگ ها که از ترکیب مختلف اینها حاصل می شود دارای سه خصلت مهم است:
۱-    Hue (رنگمایه) : Hue به طول موج رنگ اشاره دارد و نام رنگ به واسطه Hue تعریف می شود. به عنوان مثال طول موج ۷۰۰ نانومتر را رنگ «قرمز» می نامند در این مثال واژه قرمز بیانگر Hue رنگ مورد نظر است. در تصویر ۰۳ در کنار سفید و سیاه چندین رنگمایه مختلف را شاهد هستیم.
۲-    Saturation(میزان اشباع رنگ) : میزان ترکیب رنگ مورد نظر با «سفید» را میزان اشباع آن رنگ می گویند. هرقدر رنگ بیشتر با سفید ترکیب شود اشباع آن کاهش می یابد. فرض کنید که در اتاقی بر روی دیوار لکه قرمز رنگ غلیظی وجود دارد اگر در این اتاق لامپ سفید رنگی را روشن کنیم تابیدن نور سفید به لکه قرمز باعث کاهش میزان اشباع آن می شود. اگر رنگی تمامی اشباع خود را از دست دهد تبدیل به سفید می شود. برای Saturation معادل دیگری به نام Chroma (فام) نیز وجو دارد. در تصویر ۰۴ یک رنگمایه با درجات اشباع مختلف دیده می شود.
۳-    Value(ارزش) : مقدار نوری که از رنگ منعکس می شود را ارزش آن رنگ می نامند. به عنوان مثال دو لامپ ۵۰ و ۱۰۰ وات را در نظر بگیرید که هر دو دقیقا طول موج ۷۰۰ نانومتر یعنی رنگ قرمز تولید می کنند هرچند این دو منبع Hue مشابهی دارند اما از حیث Value متفاوت هستند. در این مثال رنگ لامپ ۱۰۰ وات Value بیشتری دارد. به عبارت دیگر Value به میزان روشنایی(Lightness) یا تیرگی(Darkness) رنگ اشاره دارد. اصطلاحاتی نظیر «قرمز روشن » یا «قرمز تیره» و امثال آن که در گفتار عامیانه استفاده می شود به ارزش های متفاوت یک رنگ اشاره دارد. اگر در یک رنگ Value به طور کامل کاهش یابد به «سیاه» می رسیم. ارزش های روشن هر رنگ را اصطلاحا Tint و ارزش های تیره آن را  Shadeمی نامند.در تصویر ۰۵ ارزش های متفاوت یک رنگ را شاهد هستیم. برای Valueچندین اصطلاح معادل وجود دارد:
–    Intensity (شدت رنگ)
–    Lightness (درخشش رنگ)
–    Brightness (روشنایی رنگ)
–    Luminance (میزان نور بازتابیده از رنگ)
در تصویر ۰۶ مقادیر متفاوت Saturation و Value یک رنگ خاص را مشاهده می کنیم.
۰۱-۰۱ ۰۲-۰۱ ۰۳-۰۱ ۰۴-۰۱ ۰۵-۰۱ ۰۶-۰۱
منابع:
–    عکاسی رنگی، داریوش گل گلاب، انتشارات داریوش، ۱۳۶۱
–    فرهنگ عکاسی، اسماعیل عباسی، انتشارات سروش،۱۳۸۵
–    www.cdesign8.com

انوع نور

نویسنده:مرتضی جان‌بخش
نور به عنوان ابزار اصلی نورپرداز باید از جهات گوناگون شناخته شود و انواع مختلف آن بازشناسی شود. نور از جهات گوناگونی قابل تقسیم‌بندی است:

الف) انواع نور از حیث جنس
نور به لحاظ جنس به دو نوع تقسیم می‌شود:

۱- Natural Light نور طبیعی
نور طبیعی خود شامل سه نوعِ نور خورشید (Sun Light)، نور ساطع شده از آسمان (Sky Light) و نور ماه (Moon Light) است. نور خورشید به دو گونه به سطح زمین می‌رسد، بخشی از آن با عبور از اتمسفر مستقیما به زمین می تابد که به آن نور خورشید یا sun light می گویند و بخشی از آن به هنگام عبور از جو متفرق می‌شود و به شکل نوریِ نرم و پراکنده از آسمان به زمین می‌تابد. این نور که عمدتاً متمایل به آبی است و سایه‌ها را در سطح زمین روشن می‌کند، نور آسمان یا Sky Light نامیده می‌شود.ترکیب sun light و sky light را«نور روز» یا بعبارتی Day light می گویند.

۲- Artificial Light نور مصنوعی
منابع بسیار متنوعی می‌توانند نور مصنوعی ایجاد کنند، از یک شمع کوچک تا چراغ برق خیابان و یا پروژکتور پر شدت HMI. نورهای مصنوعی به لحاظ شدت و رنگ بسیار متنوع هستند. نور مصنوعی ممکن است از یک «منبع نور کاربردی» حاصل شده باشد (چراغ‌ها و منابع نوری که نه برای فیلم‌برداری بلکه برای زندگی عادی و برای روشن کردن محیط های عادی زندگی ساخته می‌شوند، منابع نور کاربردی نامیده می‌شوند، مثلاً چراغ داخل یک آباژور یا یک فلورسنت و …) و یا از یک پروژکتور خاص نورپردازی ساطع شود.

ب) انواع نور از حیث جهت کلی تابش
به لحاظ این که نور در کل از چه جهتی به موضوع یا صحنه می‌تابد، به دو نوع تقسیم می‌شود:

۱- Flat Light نور تخت
اگر نور دقیقاً از موقعیت دوربین و هم‌راستا با محور عدسی دوربین به موضوع یا صحنه بتابد، نور تخت یا Flat نامیده می‌شود. این نور سایه‌هایی در پشت موضوع‌ها و خارج از دید دوربین به وجود می‌آورد، از این رو در تصویر سایه‌ی چندانی دیده نمی‌شود و به همین دلیل تضاد(contrast) تصویر کم خواهد بود. چنین نوری موضوع‌ها را در تصویر کم بافت جلوه می‌دهد و بُعد (Depth) موضوع یا صحنه را کاهش می‌دهد، از این رو به آن نور تخت یا Flat می‌گویند (تصویر۰۱).

۲- Directional Light نور جهت‌مند
اگر نور نسبت به محور عدسی با زاویه به موضوع یا صحنه بتابد، نوری جهت‌مند نامیده می‌شود (تصویر۰۲). چنین نوری در بخشی از موضوع یا صحنه سایه‌هایی ایجاد می‌کند که بر تضاد تصویر می‌افزاید و باعث پدیدار شدن بُعد و بافت موضوع در تصویر می‌شود. البته چنین نوری می‌تواند از زوایای بسیار متنوعی به موضوع یا صحنه بتابد و حالت‌های مختلفی حاصل کند.

ج) انوع نور از حیث نقش
نور به لحاظ نقشی که در روشن کردن موضوع بازی می‌کند، به چهار نوع تقسیم می‌شود:

۱- Key Light نور اصلی
معمولاً برای نورپردازی و روشن کردن موضوع نورهای متعددی استفاده می‌شود و جلوه‌ی نهاییِ موضوع در تصویر حاصل از تاثیر مجموعه‌ای از نورها است اما از این بین یک نور بیش‌ترین تاثیر را در جلوه‌ی نهایی موضوع دارد. به این نور، نور اصلی یا Key Light یا به عبارتی Main Light می‌گویند (تصویر۰۳). نور اصلی می‌تواند طبیعی یا مصنوعی، تخت یا جهت‌مند و سخت یا نرم باشد، هر رنگی داشته باشد و از هر زاویه‌ای به موضوع بتابد.

۲- Fill Light نور پر کننده یا تلطیف کننده
نور اصلی چنان چه به شکل جهت‌مند و با زاویه به موضوع یا صحنه بتابد، سایه‌هایی ایجاد می‌کند که غلظت این سایه‌ها میزان تضاد تصویر را تعیین می‌کند. نور پر کننده نوری است همواره کم‌شدت‌تر از نور اصلی و همواره کاملاً نرم که به سایه‌ها می‌تابد و غلظت سایه‌ها و در نتیجه تضاد تصویر را کاهش می‌دهد. نور پر کننده می‌تواند هر رنگی داشته باشد اما عمدتاً هم‌رنگ نور اصلی است.

۳- Separation Light (Back Light) نور جدا کننده (نور پشت)
نور جدا کننده نوری است که از پشت به موضوع می‌تابد و با ایجاد هاله‌ای روشن در اطراف لبه‌های موضوع باعث جدا دیده شدن موضوع از پس‌زمینه و افزایش بُعد صحنه در تصویر می‌شود (تصویر۰۴). با توجه به این که این نور چه بخشی از لبه‌ی موضوع را روشن می‌کند، به انواع مختلفی تقسیم می‌شود. از جمله:
نور سر (Head Light)، نور لبه (Edge Light)، نور حاشیه‌ساز (Rim Light)، نور سه – چهارم پشت (Kicker Light) و …

۴- Background Light نور پس‌زمینه
پس‌زمینه عمدتاً سطحی دو بعدی در پشت موضوع اصلی است. نور پس‌زمینه برای روشن کردن تمام یا بخشی از این سطح به کار می‌رود(تصویر۰۵ – در تصویر۰۶ جلوه حاصل از ترکیب نورهای اصلی ، پشت و پس زمینه را شاهد هستیم ). اگر از این نور برای روشن کردن دکور (دکور عمدتاً سه بعدی است و می‌تواند هم پشت٬هم کنار و هم جلوی موضوع اصلی قرار داشته باشد) استفاده شود، به آن نورِ دکور یا Set Light می‌گویند.

د) انواع نور از حیث چگونگی آرایش پرتوها
این که پرتوهای نور چگونه نسبت به هم آرایش داشته باشند، باعث می‌شود که ما نور را از این حیث به دو نوع تقسیم کنیم:

۱) Hard Light نور سخت
هر نوری از میلیون‌ها پرتوی نور تشکیل می‌شود. اگر پرتوهای تشکیل دهنده‌ی نور کاملاً یا نسبتاً با هم موازی و هم‌جهت باشند، نور حاصله نوری سخت یا Hard است. وقتی نوری سخت به موضوعی می‌تابد، مزر بین نواحی تیره و روشن مرزی دقیق و باریک خواهد بود و در نتیجه سایه‌ها شکلی مشخص و دقیق خواهند داشت. از این رو نور سخت تاثیری آشکار بر جلوه‌گر شدن بُعد و بافت موضوع‌ها در تصویر دارد، البته اگر جهت تابش نور و سایر شرایط نیز رعایت شود (تصویر۰۷). هر چند غلظت سایه‌ها و در نتیجه تضاد تصویر به سخت یا نرم بودن نور وابستگی مستقیم ندارد بلکه به بود یا نبود و میزان نور پر کننده وابسته است اما به هر حال چون پرتوهای نور سخت متمرکز هستند، کم‌تر به اطرافِ موضوع می‌تابند و در نتیجه نور پراکنده‌ی منعکس شده از سطوحِ اطراف موضوع مثل دیوارها، کف یا سقف که ممکن است باعث روشن‌تر شدن سایه‌ها و کاهش تضاد شود، کم‌تر وجود خواهد داشت. نور مستقیم خورشید نوری سخت است. نور سخت چنان چه به موضوعی کاملاً یا نسبتاً صیقلی و براق بتابد، نواحی درخشان(specular High light) بر روی موضوع ایجاد می‌کند.

۲) Soft Light نور نرم
اگر پرتوهای تشکیل دهنده‌ی نور با هم توازی کامل نداشته باشند بلکه هر پرتو مسیر حرکت متفاوتی داشته باشد، نور حاصله نوری نرم یا Soft است. وقتی نور نرم به موضوعی می‌تابد، مرز بین نواحی تیره و روشن مرزی پهن و ناواضح خواهد بود و سایه‌ها شکلی نه چندان مشخص خواهند داشت. در نتیجه بُعد و بافت موضوع کم‌تر در تصویر نمود می‌یابد (تصویر۰۸).
هر چند غلظت سایه و در نتیجه تضاد تصویر به سخت یا نرم بودن نور وابسته نیست اما به هر حال نور نرم٬پراکنده است و اگر کنترل نشود، به راحتی به سطوح اطراف موضوع می‌تابد و به شکل نوری پراکنده محیطی (آمبیانس) به سایه‌ها اضافه می‌شود و غلظت سایه‌ها و در نتیجه تضاد تصویر را کم می‌کند. اما اگر نور نرم را کنترل کنیم که به سطوح اطراف موضوع نتابد و یا اگر سطوح اطراف موضوع کاملاً تیره باشند و نور را بازتاب ندهند، می‌توان علی رغم نرم بودن نور مورد استفاده٬ سایه‌ها را کاملاً غلیظ بازسازی و تضاد بالایی در تصویر ایجاد کرد. نور روز در یک روز ابری نوری نرم است. نور نرم مانع از ایجاد بازتابش‌ها و نواحی درخشان(specular High lights) بر روی موضوع می‌شود.

نرم یا سخت بودن نوری که از یک منبع ساطع می‌شود به دو عامل وابسته است:

۱- اندازه‌ی فیزیکی منبع نور
هر قدر سطح تابنده‌ی یک منبع نور اندازه‌ی بزرگ‌تری داشته باشد، نور نرم‌تری حاصل می‌کند. منابع نور نقطه‌ای نور کاملاً سخت ایجاد می‌کنند، مثلاً نور شمع نوری کاملاً سخت است. خورشید هر چند در واقعیت بسیار بزرگ است اما به دلیل فاصله‌ی زیاد از زمین برای ما حکم منبع نوری نقطه‌ای دارد و نور آن سخت است اما وقتی ابر مقابل خورشید قرار می‌گیرد، منبع نور تمامی سطح ابر خواهد بود و به دلیل بزرگ شدن سطح تابنده‌ی نور، نور حاصله نرم می‌شود.
دو لامپ ۱۰۰ وات خانگی را در نظر بگیرید که یکی حباب شفاف و دیگری حبابی شیری رنگ دارد. هر چند شدت نور این دو لامپ برابر است اما نور این دو به لحاظ نرمی و سختی مشابه نیست. در لامپ شفاف سطح تابنده‌ی نور فیلامان لامپ است که سطح بسیار بسیار کوچکی است و در لامپ شیری رنگ سطح تابنده‌ی نور تمامی سطح حباب لامپ است که سطح بزرگ‌تری است. در نتیجه لامپ شفاف نور سخت و لامپ شیری رنگ نور نرم ایجاد می‌کند. همان گونه که می‌بینید نرم یا سخت بودن نور ارتباطی با شدت(کمیت) آن ندارد.

۲- فاصله‌ی منبع نور تا موضوع
هر قدر منبع نور در فاصله‌ی دورتری از موضوع قرار گیرد، به نسبت موضوع اندازه‌ی فیزیکی کوچک‌تری پیدا می‌کند و در نتیجه نوری که بر موضوع می‌تاباند، نوری سخت‌تر خواهد بود. بر عکس هر چه منبع نور به موضوع نزدیک‌تر شود، به نسبت موضوع اندازه‌ی بزرگ‌تری پیدا می‌کند و نوری نرم‌تر بر موضوع خواهد تاباند.
برای تاباندن نوری کاملاً سخت بر موضوع می‌توان یک پروژکتور نقطه‌ای (اسپات لایت) (با اندازه‌ی کوچک) را در فاصله‌ی دور از موضوع قرار داد و برای تاباندن نوری کاملاً نرم بر موضوع می‌توان یک پروژکتور با نور نرم (سافت لایت) (با اندازه‌ی بزرگ) را در فاصله‌ی بسیار نزدیک به موضوع قرار داد.

از حیث نرم یا سخت بودن نور پروژکتورها را می‌توان به دو نوع تقسیم کرد:
a –Spot Light ← پروژکتوری است با سطح تابنده‌ی نورِ کوچک که نور سخت ایجاد می‌کند. به عنوان مثال ‌ پروژکتورهای فِرنِل (Fresnel) از این نوع هستند.
b –Soft Light ← یک سطح آلومینیومی ناهموار (غیر صاف) نور لامپ این پروژکتور را دریافت و پس از بر هم زدن توازی پرتوها نوری نرم را به بیرون از پروژکتور هدایت می‌کند.

برای تبدیل نور سخت به نور نرم دو راه وجود دارد:
a – بر روی منبع نور صافی نرم کننده‌ی نور (صافی (Diffuser قرار می‌دهیم. این صافی با افزایش اندازه‌ی سطح تابنده‌ی منبع٬نور را نرم‌تر می‌کند. این صافی که در انواع مختلف ساخته می‌شود. عمدتاً ساختاری غیر شفاف دارد، به گونه‌ای که پرتوها به هنگام عبور از آن از مسیر خود منحرف شده٬ موازی بودن پرتوها حذف می‌شود و نور نرم به وجود می‌آید.
صافی‌هایی نظیر Diffusion، Silk، Spun Glass و Frost از جمله صافی‌های Diffuser هستند. صافی‌های Diffuser در غلظت‌های مختلف ساخته می‌شوند و هر چه غلیظ تر(غلیظ تر در اینجا به معنای کدرتر است) باشند، نور را نرم‌تر می‌کنند. هر چه صافی Diffuser در فاصله‌ی دورتری از منبع نور قرار گیرد، نور را نرم‌تر می‌کند. با نصب صافی Diffuser بر روی پروژکتور Soft Light می‌توان نور بسیار نرم (Ultra Soft Light) ایجاد کرد.
b – می‌توان نور سخت را به سطحی بازتابنده که براق اما ناصاف و یا مات است، تاباند و نور منعکس شده از سطح که نوری نرم خواهد بود را به موضوع تاباند. دیوار سفید رنگ، پارچه‌ی سفید، فویل آلومینیوم چروک شده و یا بازتابنده‌ی ناصاف(Reflector) و مواردی از این دست می‌توانند نور سخت را دریافت و نور نرم بازبتابانند.
نرم بوئن یا سخت بودن نور گاه تحت عنوان «کیفیت نور» نیز نامیده می شود.
نرم بودن هر نور امری نسبی است و می‌توان هر نور نرم را باز هم نرم‌تر و نرم‌تر کرد.
صافی‌های نرم‌کننده‌های نور علاوه بر نرم کردن نور قدری از شدت و دمای رنگ نور می‌کاهند.
سطوح بازتابنده‌ی نور نرم علاوه بر نرم کردن نور شدت آن را کاهش می‌دهند و بسته به رنگ خود رنگ نوری که باز می‌تابانند را تغییر می‌دهند.
مناسب‌ترین وسیله برای دریافت نور سخت و بازتاباندن آن به صورت نور نرم یک بازتابنده یا Reflector نقره‌ایِ براق اما ناصاف و یا غیر براق و مات است که بدون تغییر در دمای رنگ٬نور را نرم و به سمت نقطه و موضوع مورد نظر هدایت می‌کند.البته بازتابنده هایطلایی رنگ نیز وجود دارند که علاوه بر نرم کردن نور٬دمای رنگ آن را نیز کاسته٬نور را طلایی رنگ می سازند که کاربردهای خاصی دارند مثلا در روزهای ابری٬تصاویر بسته ی چهره ی هنرپیشه در صحنه های خارجی اندکی آبی(به دلیل بالا بودن کلوین نور روز در هوای ابری)بوده٬چشم ها(به دلیل تابش نور روز از بالا به چهره)قدری در نیم تاریکی قرار دارند.با استفاده از یک بازتابنده طلایی رنگ می توان بخشی از نور روز را بصورت نوری نرم تر و با کلوین پایین تر از مقابل به چهره تاباند و در نتیجه هم رنگ آبی اضافی چهره را حذف نمود و هم درخشش کاملی در چشم ها پدید آورد.
علاوه بر بازتابنده یی که نور را نرم می کنند و منعکس می کنند٬بازتابنده های صیقلی و کاملا صاف(shiny Reflector) نیز وجود دارند هم به رنگ نقره ای و هم به رنگ طلایی.این نوع بازتابنده بدون تغییر در کیفیت نور(بدون آنکه نور را نرم سازد( صرفا نور را به سمت نقطه ای خاص از صحنه هدایت می کند.بعنوان مثال می توان با آن نور خورشید را بدرون اتاقی تاریک هدایت نمود بی آنکه نور زوم شود.

۰۵-۳ ۰۵-۴ ۰۵-۵ ۰۵-۶ ۰۵-۷